قهرمان ميرزا عين السلطنه

7271

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سابقهء القاب اينجا حرف زياد است . اگر ما بخواهيم هر كلمه را از فارسى به عربى يا عكس آن در اشعار ، در انشاءآت ، در القاب و غيره و غيره ترجمه كنيم البته ركيك و مستهجن مىشود . بخواهيم اسامى اروپائى و نام خانوادگى فرانسوى يا روسى يا آلمانى را هم به فارسى يا عربى ترجمه كنيم خيلى مفتضح‌تر از « تير دولت » و « شير ملك » مىشود كه آقاى رهنما گفته ، وانگهى اين القاب از عهد قديم بوده . شهاب الدوله لقب سلطان مسعود غزنوى است . يك وقت عهد قديم را مىچسبند يك وقت از آن تكذيب مىكنند . لقب بد شده بود ، مكرر شده بود چه ضرر داشت ، از تكرار آن و دادن امتياز آن به اشخاص نالايق جلوگيرى مىكردند تا همه را موقوف . اين اسامى و سجلهاى احوالى كه بعضى به خود گذاشته و مىگذارند به مراتب از القاب قديم بدتر است . اگر بيست سال قبل هركس اين اسامى را به خود مىگذاشت او را جزو ديوانگان محسوب مىنمودند . در مقابل اين القاب به كسى چيزى نمىدادند . پس يك خيال انگليسى است كه به آنها تزريق شده و ما از آتيهء آن خبر نداريم . محمد ولى ميرزا مىگويد وكلاى روزنامه‌نويس مىخواهند دخلى براى خود از اعلان اسامى جديد تهيه كنند . يك مرتبه به او حمله مىآورند كه توهين به معارف مملكت شده . مىگويد اين براى ملت كه امر مهمى نيست كه . . . « 1 » هاى شما ساقط شود . به‌هرحال يك زحمتى براى مردم و يك دردسرى براى تلفن‌خانه ، پستخانه ، تلگرافخانه و ساير ادارات توليد شد . باى نحوكان مىخواهند سر مردم را مشغول كنند كه فكر كارهاى ديگر نيفتند . القاب علما ، وعاظ ، طلاب ، مثل امام جمعه ، شيخ الاسلام ، شريعتمدار و غيره چه خواهد شد . مردم بايد متصل در زحمت باشند . آن حكايت خيابانها ، آن حكايت سجل احوال ، اوزان مقادير ، سرباز اجبارى ، ماليات دخانيات ، قند ، چاى . اين هم الغاى القاب كه مىخواهند اشرافيت دروغى ايران را بدين واسطه محو كنند . توشيح قوانين گفتند بعد از مجلس خنده‌ها شده بود . شمرده بودند هفده نفر حسن در مجلس بود . گفته بودند چه بايد ناميد . يكى گفته بود حسن مشير الدوله ، حسن مستوفى الممالك ، حسن مدرس . بعد جواب گفته شد همان مشير الدوله گفتن كه آسان‌تر بود . همهء اين قوانين بايد به امضاء شاه يا نايب السلطنهء او باشد و الا قانونيت مطابق قانون اساسى ندارد .

--> ( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .